درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.
چیزها
چیزهاااااا دیدم در دانشگاه
بگذریم ..
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یک نمره قبولی می خواست
من كسی را دیدم
از داشتن یک نمره ده
دم در داشت پشتک می زد
در دانشگاه اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
دختری دیدم به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت.
اهل اقیانوسم
اما نیستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم
من ندیدم هرگز یک نمره بیست و ندیدم که کسی ترم آخر باشد
من به یک نمره ناقابل ده خشنودم
و به یک مدرک لیسانس قناعت دارم.
من نمی خندم اگر دوست من می افتد.
من نمیخندم اگر مانتوی دوست مرا میدزدند
خوب می دانم استاد
كی كوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید
سایت و رایانه آن مال من است
هر کجا هستم و باشم
اقیانوس ، همش واس من است
و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است!
و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم!
و نترسیم از حذف
و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.
و نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
و اگر بود چرا یخ زده بود
كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
فکر و ذکر ما شده رابطه با امریکا
كار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
كار ما نیست جواب غلط تحمیلی
كار ما شاید اینست كه در اقیانوس
پی اصلاح خطاها برویم
پی پیدا شدن یار برویم
کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم.
كار ما شاید این است
كه مدرک در دست
فرم بیگاری یک شركت بیپیكر را
پر بكنیم
ما را در سایت سرای دل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28